درباره ما
این وبگاه ، دیگر به روز نمیشود ! انشاءالله در سنگری دیگر فعالیت خواهیم کرد .
صفحه ها
خانه
دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
بازدید کنندگان : 326856
تعداد نوشته ها : 422
دیدگاه ها : 1897
PageRank
Rss
لوگوی حمایتی
Zion
تکاوران جنگ سایبر
استفاده از مطالب این پایگاه تنها در صورت ذکر یک صلوات ، به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) بلامانع می‌ باشد
خيبر و بدر نام دو غزوه از غزوات رسول اكرم (ص) مي‌باشد كه با پيروزي شگرف و حيرت انگيز مسلمانان و به خاك ماليده شدن بيني مستكبران همراه بوده است.در حالي كه تعداد مسلمانان حاضر در جنگ بدر تنها ۳۱۳ نفر بود و تنها ۲۰ قبضه شمشير در اختيار مسلمان بود، آنها توانستند لشگر ۱۰۰۰ نفره كفار را شكست دهند و پيروزي بزرگي را براي جامعه اسلامي رقم بزنند. در جنگ خيبر نيز مسلمانان با فتح قلعه هاي هفتگانه يهوديان شبه جزيره توانستند آنها را كه دائما در حال توطئه عليه اسلام بودند به طور از شبه جزيره خارج كنند.حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح ديروز در ديدار هزاران نفر از علما، فضلا، طلاب و قشرهاي مختلف مردم قم تأكيد كردند: بر خلاف تصور و تحليل هاي جبهه استكبار، نظام جمهوري اسلامي امروز نه تنها در شرايط شعب ابي طالب نيست بلكه در شرايط بدر و خيبر قرار دارد و به لطف و فضل الهي حضور مردم در انتخابات آينده مجلس به عنوان يكي از مظاهر دخالت
دسته ها : اطلاع رساني
سه شنبه 1390/10/20 13:27
يكي از خادمين امام رضا مي‌گفت: چهارپايه‌هاي چوبي است كه روي آن مي‌روند و گلدان‌هايي كه روي قبر است عوض مي‌كنند. مي‌گفت: دختري بود غش مي‌كرد، دكتر و درمان هم چاره‌اي نينديشيده بودند، يا چاره‌هايشان مفيد نبود. باباي دختر، اين دختر را حرم آورد. گفت: دختر جان، خودت پاي ضريح امام رضا برو بگو: من كه خسته شدم. دختر در جمعيت رفت و خودش را به ضريح چسباند. اين بنده خدا كه چهارپايه گذاشته بود گلدان را جا به جا كند، رفت گلدان كهنه را بدهد و گل نو روي قبر بگذارد.اين گلدان از دستش افتاد و خورد روي سر اين دختر! خون فوّاره زد! حالا رفتيم به امام رضا توسل پيدا كنيم، بدتر شد! هيچي، دختر را بيمارستان آوردند، مي‌گفت: اين خادم مي‌گفت، من هم كه گلدان عوض مي‌كردم منتظر بودم بيايند مرا بگيرند. بگويند: دختر مرا...! يك روز، دو روز ديديم هيچكس سراغ ما نيامد، بعد از چند روز ديدم كه يك كسي با شيريني و گل آمد
دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/10/17 20:11
عكس زير مربوط است به آتش گرفتن ماشين «حاجي بخشي»‌ ؛ آن وقتي كه موشك كاتيوشا به ماشين مي خورد، دو جانباز در صندلي عقب نشسته بودند و حاج بخشي و دهباشي هم جلو ، به محض انفجار و آتش گرفتن ماشين، ‌موج انفجار حاج بخشي را به بيرون پرتاب كرد و بقيه درآتش سوختند.علي رجبي عكاس عكس مي گويد ، دهباشي را مي‌ديدم كه در حال جان دادن با «نايش»‌ ذكر مي‌گفت و حاج بخشي دو دستي بر سرش مي‌زد و يا حسين مي‌گفت. روزنامه كريستين ساينس مانيتور  در بخشي از مقاله خود در مورد حاج بخشي مي نو يسد :   حاج بخشي در ايران يك نهاد است! يك رهبر سياسي شاد كننده و شبهه نظامي‌اي حرفه‌اي. نشانه‌هاي جنگيدن وي، شامل چندين زخم بر جاي مانده از جنگ ايران و عراق است. شخصيت وي، ابزاري مناسب و پراستفاده براي اصولگرايان ايراني است وي نشانه‌اي از تعهد به انقلاب اسلامي است. حاج بخشي در طول جنگ ايران و ع
جمعه 1390/10/16 11:33
بيست و ششم بهمن 1364 در فاو ـ پايگاه موشكي عراق. 5 روز از عمليات عظيم آبي ـ خاكي «والفجر8» سپري مي‌شد، تا آن لحظه دو مرحله از عمليات با موفقيت انجام گرفته بود. صدام كه تصور نمي‌كرد به اين راحتي بتواند بندر حساس و سوق‌الجيشي فاو را از دست بدهد، يكي از زبده‌ترين فرماندهانش را مأمور ‌كرد تا نيروهاي ايراني را از فاو بيرون كرده و آنها را درون آب‌هاي اروند بريزند.سرلشكر زرهي ستاد «ماهر عبدالرشيد» گوش تا گوش جاده فاو ـ‌ ام‌القصر را با تانك‌هاي پيشرفته تي ـ 72 آرايش داده و درصدد بود تا با يك حمله گاز انبري، شهر فاو را پس بگيرد؛ تعداد تانك‌ها آن‌قدر زياد بود كه نگراني را به اردوي فرماندهان خودي سرازير مي‌كرد.دشمن پاتك سنگين خودش را شروع ‌كرد. هواپيماهاي جنگنده و هلي‌كوپترهاي توپدارش از هوا، تانك و نفربرهايش از زمين و توپ‌هاي سهمگين‌اش از دورترها
پنج شنبه 1390/10/15 15:32


عن اميرالمومنين عليه السلام: انّ العبد ليذنب الذنب فينسي به العلمَ الذي كان قد علمه.
امام علي عليه السلام : انسان گاهي گناهي را انجام مي دهد و اين باعث مي شود كه علمي را كه قبلاً داشته است فراموش مي كند.


اين حديث دلالت مي كند كه گناه باعث مي شود انسان علم خود را فراموش كند. و آيه شريفه "ثمّ كان عاقبه الذين اساؤا السوي ان كذبوا بآيات الله" دلالت مي كند كه سرانجام گناه آن است كه انسان آيات خداوند را مي بيند و در عين نشانه بودن آنرا تكذيب مي كند يعني چيزي را كه آيه خداوند است آيه خداوند نمي داند. يعني فهم او تغيير مي كند و نشانه را نشانه نمي داند .


 سفينه البحار، ج 1 ص31

 

 

 

 

دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/10/10 16:54
خبر، اول صدايش آمد كه تهران و كرج شنيدند و لرزيدند و بعد كم كم، از زير آوار خبرهاي ريز و درشتِ يك حادثه كه لحظه به لحظه مخابره مي‌شد، اصل حادثه را بيرون كشيدند كه كم كم موجش تهران و كرج را كه هيچ، تيتر يك روزنامه‌هاي آن ور آبي را هم لرزاند. اينكه مي‌گويم كم كم، از اين روست كه حتي وقتي كه مخابره شد سردار حسن تهراني مقدم، مسئول جهاد خودكفايي سپاه هم جزء شهداست، باز كمتر كسي دانست كه دقيقاً عمق حادثه كجاست! كم كم خبر آمد كه اين مرد، پدر موشكي ايران است و كسي از دستمان رفته، خيلي خاص تر از آنكه در واژه بنشيند و عمق فاجعه، همين ديگر نداشتن اوست... كم كم خبر پيچيد كه زمان جنگ، وقتي سلاح توپخانه‌اي در اختيار نداشتيم و همه تجهيزات توپخانه‌اي مان همان هايي بود كه از بعثي‌ها غنيمت مي‌گرفتيم، اولين حكم تشكيل فرماندهي توپخانه به حسن تهراني مقدم مي‌رسد كه آن همه نداشتن را، تا پايان جنگ به يكي از قدرتمندترين گروه
دسته ها : اطلاع رساني
چهارشنبه 1390/10/7 17:2

گفته شده است كه زنا مكن! ولي من مي گويم كه: اگر حتي با نظر شهوت آلود به زني نگاه كني، همان لحظه در دل خود با او زنا كرده اي. پس اگر چشمي كه برايت اين قدر عزيز است، باعث مي شود كه گناه كني، آن را از حدقه درآور و به دور افكن. بهتر است بدنت ناقص باشد تا اين كه تمام وجودت به جهنم بيافتد».

حضرت مسيح 

(متي،5: 27-29)

 

 

 

 

دسته ها : همينجوري
يکشنبه 1390/10/4 20:10
سال 1373 در پي افتادن اختلافات شديد ميان مجاهدين افغان كه چندي قبل،شوروي را شكست داده و از خاك افغانستان بيرون كرده بودند، با هزينه‌هاي مالي عربستان و امارات، تسليحات ايالات متحده و كمك‌هاي اطلاعاتي –امنيتي پاكستان، گروهكي نوظهور به نام «طالبان» سر برآورد كه از طلاب وهابي و سلفي ضدشيعه و بسيار تندرو تشكيل شده بود. اين گروهك ابتدا از سوي مجاهدين افغان كه افغانستان را از زير سلطه شوروي سابق نجات بخشيده و به اشغال آن از سوي ارتش سرخ كمونيستي اتحاد جماهير شوروي با مقاومتي تحسين‌برانگيز، پايان داده بودند، چندان جدي گرفته نشد. همين موضوع موجب شد طالبان به قسمت‌هايي از خاك افغانستان دست ‌اندازد و آن‌ها را تصرف كند. طالبان كه توسط مشتي طلبه وهابي شكل گرفته بود، رفته – رفته به تصرفات خود افزود و پس از 4-3 سال موفق شد ضمن تصرف كابل پايتخت افغانستان، بيش از 90 درصد خاك اين كشور را تحت سيطره خود
دسته ها : اطلاع رساني
جمعه 1390/9/25 20:44
عكس را كه ديدم به سراغ دخترش رفتم. هموني كه بر روي دست بابا، سرود وداع را نشنيد كه اگر شنيده بود، پاپيچ بابا شده بود تا كمي دلش بلرزد، كه در طول دفاع، سرداران بانام و بي نام و نشان زياد بودند كه نه تنها دلهايشان نلرزيد كه دلهاي زيادي را هم به لرزه در آوردند.فرزند شهيد محمداسماعيل عسگري را مي‌گويم. عكس را كه نشانش دادم، دلش لرزيد، باوركنيد كه اگر شما هم بوديد اين لرزش را حس مي‌كرديد. اول در دلم كه آشوب بود، گفتم اين چه كاري بود؟ اما او كه رنگ سفيدم را ناديده گرفته بود، اصلا به خودش نياورد و گفت: اين عكس سال 64 گرفته شده و من آن موقع حدود يك سال داشتم. اينجا هم امامزاده علي اصغر(ع) است. در يكي از روستاهاي نزديك ما. پدرم موقع تولد من در مرخصي بود. او مرا خيلي دوست داشت و از به دنيا آمدن من هم خيلي خوشحال بود. بابا هميشه از مناطق جنگي كه بر مي گشت، برايم سوغاتي مي آورد، از هويزه و جاهاي مختلف، هنوز روسري‌ها و خيلي چيزهاي ديگري
دسته ها : سيره شهدا`
شنبه 1390/9/19 20:56
امام به خيمه اش آمد و شروع به وارسي شمشير خود و آماده كردن آن نمود، در حالي كه مي گفت:يا دهر افٍ لك من خليل كم لك بالاشراق والاصيل من صاحب و طالب قتيل والدهر لا يقنع بالبديل و انما الامر الي الجليل و كل حي سالك سبيل «اي روزگار! واي بر تو كه چه دوستي هستي! و در بامداد و شامگاه چه بسيار است براي تو». «از دوستان و طالبانت كه كشته مي شوند و روزگار، كسي را به عوض نمي پذيرد». «همانا كار به پروردگار بزرگ وابسته است و هر زنده اي، راهي را در پيش مي گيرد». امام با اين ابيات، از مرگ شخص شريفش سخن گفته، در حالي كه امام زين العابدين عليه السلام و حضرت زينب عليهاالسلام در خيمه بودند. امام زين العابدين عليه السلام هنگامي كه سخن پدرش را شنيد، دانست كه چه مي خواهد، پس بغض گلويش را گرفت و خاموش ماند و- بنا به آنچه مي گويد- دانست كه بلا نازل شده است، ولي بانوي بني هاشم، هنگامي كه اين ابيات را شنيد با پريشاني دانست كه پاره
دسته ها : مذهبي`
يکشنبه 1390/9/13 20:6
جبرئيل براى آدم روضه مى خواند صاحب كتـاب درالثـمـين در ذيل آيه شريفـه فـتـلقـى آدم ... نقـل مـى كند كه چـون خـداى متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذيرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامى خمسه آل عبا را مشاهده كرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئيل پرسيد: اينان كيستند؟ جبرئيل آنها را مـعـرفـى كرد و سپس گفت خدا را به اين اسامى بخوان تا توبه ات را بپـذيرد، آدم پـرسيد چگونه بخوانم ، جبرئيل گفت : بگو يا حميد بحق محمد، يا عالى بحق على ، يا فاطر بحق فاطمة ، يا محسن بحق الحسن و ... . وقـتـى جبرئيل نام حسين را برد قلب آدم على نبينا و آله و عليه السلام شكست و اشكش جارى شد، گفت : برادرم جبرئيل چرا هنگامى كه نام پنجمى را بر زبان جارى نمودم قلبم شكست و اشكم جارى شد؟ جبرئيل گـفـت : براى اين فـرزندت مصيبتى روى مى دهد كه مصائب در پيش ‍ آن كوچك و حقيرند. آدم گفت : اى برادر آن مصيبت چگونه است ؟ جبرئيل گـفـت : «او را با لب تشنه مى كش
دسته ها : مذهبي`
جمعه 1390/9/11 18:45
فكر مي كردم اين تجمع هم مثل همه ي تجمع هاي ديگر مقابل سفارت بريتانيا است،تجمعي آرام كه با سخنراني نمايندگان تشكل هاي دانشجويي آغاز مي شود و با قرائت قطع نامه تمام مي شود و نهايتا هم يك هولي به نيروي انتظامي مي دهيم و مي نشينيم به انتظار آنكه شايد قسمت بشود تا در تجمع بعدي بتوانيم لااقل يكي از انقلاب ها را هم به نام نسل سومي ها ثبت كنيم!اما اينبار بالكل فرق مي كرد.ساعت16مقابل سفارت انگليس رسيدم و وقتي دوستانم را روي ديوار سفارت ديدم شوكه شدم!در همان چند دقيقه نگاهي گذرا به رسانه هاي دور و بر،دوربين هاي پخش زنده ماهواره اي،عكاس ها و ... انداختم و متوجه شدم كه اينبار واقعا فرق مي كند.پس از خط شكني عده اي از دانشجويان اينبار نوبت ما بود كه با فرياد «حيدر، حيدر» به دل نيروهاي انتظامي بزنيم و درحالي كه زير مشت و لگد و باتوم هاي پياپي آن ها بوديم توانستيم ازغشاي 4متري شان بگذريم و داخل سفارت خانه شويم.در بدو ورود ،نشان سلطنتي انگلستا
دسته ها : اطلاع رساني
پنج شنبه 1390/9/10 16:58
اگر مردم مي دانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن علي (ع ) چه فضل و ثوابي است حتما از شوق و ذوق قالب تهي مي كردند و بخاطر حسرت ها نفس هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. راوي مي گويد: عرض كردم : در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابي مي باشد.    حضرت فرمودند: كسي كه از روي شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداود متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مي نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مي شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتي كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمي را بر او موكّل كرده كه وي را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهي بسويش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش
دسته ها : مذهبي`
سه شنبه 1390/9/8 21:18

تشنه اند ،
تشنه اند ،
تشنه اند ،
چشمان جهان ،
چشمان تاريخ ،
چشمان علقمه ،
كه تنها يك بار ديگر بنوشند : 
تراژدي بي مانندت را .



                                                                                                                    التماس دعا .

دسته ها : همينجوري
دوشنبه 1390/9/7 17:21

 

سلام بر تو اي مولاي من
 سلام برتو و بارگاهت كه فرشتگان ،
طواف گنبد ياقوتي تو را آرزو دارند ، 
و زيارتنامه عشق تو  ،
آسماني ترين ادبيات هستي است .

دسته ها : همينجوري
جمعه 1390/9/4 22:6
هرثمه بن سليم نقل كرده است: من در جنگ صفين در ركاب اميرالمؤمنين(ع) بودم. هنگامي كه به سرزمين كربلا رسيديم در آنجا فرود آمديم، آن حضرت نماز را با ما اقامه كردند و سپس مشتي از خاك كربلا را برداشته و بو كرده و فرمود: من از تو در شگفتم اي خاك! همانا در قيامت، از تو مرداني برانگيخته مي شوند كه بدون پرسش وارد بهشت مي شوند.هرثمه مي گويد: اين ماجرا گذشت تا روزي كه اباعبدالله(ع) در كربلا فرود آمد. من در سپاه عبيداله بودم. وقتي به كربلا رسيدم با ديدن منظره ي كربلا،سخنان علي عليه السلام در باغ خاطرم زنده شد. به سرعت بر شتر خود سوار شدم و خود را به امام حسين(ع) رساندم. وقتي بر ايشان وارد شدم،ماجراي خود و اميرالمؤمنين(ع) را با آن حضرت در ميان گذاشتم. امام حسين(ع) از من پرسيدند: تو اكنون با من هستي يا بر عليه من؟ گفتم: اي پسر پيامبر، نه با تو هستم نه بر عليه تو! من دختري در خانه ي خود دارم و از عبيداله نسبت به او بيمناك هستم!امام(ع) فرمود: بلند شو و پي
دسته ها : اطلاع رساني
چهارشنبه 1390/9/2 20:27

 حاج حسن خدا قوت؛ دست مريزاد... برد حقيقي اين دفعه بود كه از جو خارج شد! تا پيش خدا رفت... اما چرا الآن؟ اون هم تنها... قربون معرفت و خنده هات... آقامون يه دنيا باهات كار داشت؛ از او بالاها گرا بده بزنيم وسط هدف. سلام ما را به سيدالشهدا برسان. بگو پشت سر آقا وايساديم گردن همه يزيديان رو به فضل الهي مزنيم.

دسته ها : همينجوري
سه شنبه 1390/8/24 13:5
هر قدر كه داخل ايران، او را كم مي‌شناسند، خارج از اين مرزهاي جغرافيايي، قصه‌هاي حيرت‌آوري از او بر سر زبان‌هاست كه با آميخته‌اي از راست و دروغ، شبحي ترسناك و هول انگيز از او ارائه مي‌دهد كه گويي همه منافع امريكايي‌ها را در خاورميانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگيزتر معرفي مي‌كنند، اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را مي‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او مي‌گويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكايي‌ها مي‌گويند، مرموز نيست.هر قدر او آرام و بي‌سر و صدا مي‌رود و مي‌آيد و كارهايش را انجام مي‌دهد، بيرون از مرزهاي جمهوري اسلامي در مورد او، يعني سردار سرلشكر قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران خيلي خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش مي‌ترسند و همين ترس سرآغاز خبرهاي بعدي است، آنها او را تروريست مي‌خوانند، باره
دسته ها : اطلاع رساني
جمعه 1390/8/20 16:59


كمونيست بود.
آمده بود پاي صحبت يك آخوند ، توي آخن آلمان. ميگفت : « اومديم آخوند ببينيم بخنديم، بالاخره خودش كلي تفريحه.» ساعت يازده شب گريه مي‌كرد كه بحث ادامه داشته باشد.
تا ساعت دو با بهشتي حرف مي‌زد. بعد شد پاي ثابت سخراني هاش

دسته ها : همينجوري
چهارشنبه 1390/8/18 20:58

 

We're all Qassem Soleimani

General Qassem Soleimani ,the commander of Islamic Revolutionary Guards Corps ,the Army of Imam Mahdi(aj),
to kill this great man,you should first kill us

شنبه 1390/8/14 19:11
X