درباره ما
این وبگاه ، دیگر به روز نمیشود ! انشاءالله در سنگری دیگر فعالیت خواهیم کرد .
صفحه ها
خانه
دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
بازدید کنندگان : 326867
تعداد نوشته ها : 422
دیدگاه ها : 1897
PageRank
Rss
لوگوی حمایتی
Zion
تکاوران جنگ سایبر
استفاده از مطالب این پایگاه تنها در صورت ذکر یک صلوات ، به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) بلامانع می‌ باشد

در فرهنگ اسلامي به دور از شهرت و معروفيت و پرهيز از سروصدا و هياهو و اسم و رسم پراكندن بسيار تاكيد شده است و گمنامي و ناشناخته بودن هم فضيلت است و هم نعمت. چراكه مؤمن در سايه‏سار گمنامي و ناشناختگي با آرامش بيشتري مي‏تواند در تربيت نفس خويش بكوشد و از آفات فراوان شهرت در امان بماند.
اميرمؤمنان علي(ع) در تبيين صفات مؤمنان مي‏فرمايند: «المؤمن خَمول» يعني مؤمن، گمنام است و در جاي ديگر گمنامي را نعمتي الهي برمي‏شمارند: «الخُمول نعمة» و اين سخن را چنين مدلّل مي‏فرمايند كه: «المرء لنفسه ما لم يعرف؛ فإذا عرف صار لغيره» يعني انسان تا زماني كه شناخته‏نشده و گمنام است براي خودش است ولي آنگاه كه شناخته شد براي ديگران خواهد شد.
چون كسي كه معروف و شناخته شده است دائماً بايد در صدد تأمين خواست و نظر ديگراني باشد كه او را مي‏شناسند و از اين رهگذر گاه ممكن است در جهت تأمين خواست ديگران گرفتار مخالفت با خواسته‏هاي پروردگار شود. زيرا بسياري از خواهش‏هاي ديگران، خواسته‏هاي نفساني و در تعارض با اوامر الهي است و اگر كسي خود را نساخته باشد و نتواند در برابر چنين خواسته‏هاي باطلي مقاومت كند، گرفتار سخط الهي خواهد شد.
اما گمنامان از يك سوي از چنين مهلكه‏اي در امانند و از سوي ديگر از فرصت گمنامي براي تزكيه و تربيت خويش بهره‏ها مي‏برند‍؛ و چه زيباست آنجا كه چنين مرداني، اين خمول و گمنامي را از نشئه‏ي حيات مادي دنيوي با خود به نشئه‏ي حيات معنوي پس از مرگ نيز مي‏برند و هم‏چنان كه گمنام بودند، گمنام مي‏مانند.
آري، «شهداي گمنام» همان مؤمناني هستند كه ترجيح دادند در خلسه‏ي خمول عارفانه‏شان باقي بمانند و از شراب طهور گمنامي دو سه پيمانه‏اي بيشتر بنوشند تا ما زمينيان خاكي پاي در گِل مانده‏ي كور و كر آنها را نشناسيم تا ايشان در اين گمنامي و شيدايي، بيشتر و بهتر به مداواي امراض روحي ما دنيازدگان شهوت‏پرست شهرت‏طلب بپردازند و من و تو را از خواب غرور و نخوت و غفلت بيدار كنند.
«شهيد گمنام» حقيقتي است كه دو فضيلت را در خود جمع كرده است: «شهادت» و «گمنامي»؛ و هر يك از اين دو فضيلت به تنهايي براي برنده شدن در مسابقه‏ي معنويت و رسيدن به درجات عالي قرب الهي كافي است.
پس بايد گفت شهيد گمنام از ساير شهدا هم بالاتر و بافضيلت‏تر است و در نتيجه دست او در پيش‏گاه الهي بازتر است و مشكل‏گشاتر است؛ چون خدا به او محبت ويژه‏اي دارد اگر او از خدا چيزي بخواهد يا از كسي شفاعت كند، خدا حتماً خواسته‏اش را اجابت مي‏كند.
مزار شهيد گمنام هم، هم‏چون فانوس پرفروغي، راه‏گم‏كردگان درياي پرتلاطم اين دنيا را به ساحل نجات و هدايت مي‏خواند و نور اميد را بر دل‏هاي كشتي‏شكستگان اقيانوس معنويت مي‏تاباند.
رسول خدا(ص) مي‏فرمايند: «إنّ الله يحبّ الأتقياء الأخفياء الذين إذا غابوا لم يفتقدوا و إذا حضروا لم يعرفوا؛ قلوبهم مصابيح الهدي...» يعني خداي متعال بندگان پرهيزگار پنهان خود را دوست مي‏دارد؛ همانان كه در عين ناپيدايي، گم نشده‏اند و در عين حضور، ناشناخته‏اند؛ آنان دل‏هايشان چراغ هدايت است...
پس چه كوته‏بين است آنكه بر مزار شهيد گمنام، غصه‏ي گمنامي او را مي‏خورد يا دلش به حال او مي‏سوزد كه چرا گمنام شده و مادري يا خواهري يا پدري و برادري ندارد تا بر سر قبر او به يادش بگريد و شيون سر دهد. چنين كساني نه مرتبه‏ي والاي شهادت را مي‏شناسند و نه از فضيلت گمنامي و خمول چيزي مي‏فهمند.
و چه تنگ‏نظرند آنان كه برافراشته‏شدن اين مشعل‏هاي فروزان هدايت و پراكنده‏شدن شميم خوش مجاهده‏ي مخلصانه‏ي گمنامانه‏ي بهترين جوانان اين سرزمين در نقطه‏نقطه‏ي اين خاك مقدس را برنمي‏تابند و تدفين شهداي گمنام در شهرها را پراكندن غم و اندوه و سياهي و تباهي و نااميدي مي‏انگارند. اينان نيز بيماردلاني هستند كه هنوز «شهيد گمنام» را نشناخته‏اند و ما براي شفاي آنان دعا مي‏كنيم.
و چه نفاق‏آلودند كساني كه به‏خاطر اغراض پست سياسي‏شان با تدفين شهداي گمنام در دانشگاه‏ها مخالفت مي‏ورزند و خود را به ظاهر پيرو راه شهدا و به‏دنبال حفظ كرامت و قداست آنان معرفي مي‏كنند. اينان آن‏قدر خبيثند كه دعاي پيامبر خدا(ص) هم در حقّ‏شان مستجاب نخواهد شد و ما نيز آنان را نفرين مي‏كنيم تا در دنيا و آخرت به خواري و خذلان گرفتار آيند. (سواء أستغفرت لهم أم لم‏تستغفر لهم لن يغفر الله لهم)
«شهيد گمنام» حقيقتي آسماني است كه براي شناخت او بايد آسماني شوي و به همين دليل است كه در روايات، آنان را «مجهولون في الأرض و معروفون في السماء» مي‏خوانند، يعني گمنام در زمين و نام‏دار در آسمان؛ و چه زيبا رهبر عزيزمان در شأن آنان فرموده‏اند:
آن انساني كه در راه دفاع از ملت، دفاع از كشور، دفاع از عدالت، دفاع از حقيقت، مقابله در مقابل تجاوز و زورگويي و دست‏اندازي مراكز قدرت جهاني وارد ميدان مي‏شود، او براي ارزش مي‏جنگد؛ اگر هيچ كس هم او را نشناسد و گمنام بميرد و گمنام بماند هم ، در ملكوت آسمان‏ها فرشتگان الهي او را با سر انگشت به هم نشان مي‏دهند. او نمي‏ميرد؛ «و لا تحسبنّ الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً» اين‏ها را مرده مپنداريد؛ اين‏ها زندگان جاويدند؛ منبع احسانند...

 

 نويسنده : سيد كميل باقر زاده

 

 

 

 

 

 

 

 


شنبه 1390/11/29 13:8
X