درباره ما
این وبگاه ، دیگر به روز نمیشود ! انشاءالله در سنگری دیگر فعالیت خواهیم کرد .
صفحه ها
خانه
دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
بازدید کنندگان : 326862
تعداد نوشته ها : 422
دیدگاه ها : 1897
PageRank
Rss
لوگوی حمایتی
Zion
تکاوران جنگ سایبر
استفاده از مطالب این پایگاه تنها در صورت ذکر یک صلوات ، به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) بلامانع می‌ باشد
عظمت يك فرد را مي‌شود از عظمت يارانش شناخت. مخصوصاً اگر فاصله‌ات با آن فرد، به اندازه فاصله زمين تا آسمان باشد، براي درك او مجبوري كساني را كه از او پايين‌تر و از تو بالاترند بشناسي تا از اين رهگذر، تصويري از او در ذهنت شكل بگيرد. به همين دليل، يكي از راه‌هاي شناخت عظمت معصوم، شناخت شاگردان اوست. براي شناخت اميرالمؤمنين(ع) بايد مالك و عمّار و ابوذر و... را شناخت، براي شناخت سيدالشهداء(ع) بايد اصحاب با وفايش را شناخت، براي شناخت صادقين(ع) بايد محمد بن مسلم و زراره و هشام بن حكم و... را شناخت، تا از طريق اين ستارگان تصور ناقصي از خورشيد وجود معصوم در ظرف ذهنمان نقش ببندد. خوب است كه اين راه شناخت را مورد توجه قرار دهيم و احوالات شاگردان ائمه(ع) را مورد مطالعه قرار دهيم. به عنوان يك نمونه، به برخي فرازهاي زندگي محمد بن مسلم ثقفي از شاگردان خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نظري كوتاه مي‌افكنيم.*محمد بن مسلم از قبيله ثق
دسته ها : مذهبي`
پنج شنبه 1390/12/25 19:30
• در آيات 16 تا 33 سوره مبارك قلم، خداوند به بيان داستاني در اهميت انفاق و رسيدگي به فقرا پرداخته است: در دوران قبل از اسلام در سرزمين يمن، در روستايي به نام(ضروان) يك باغ بسيار عالي و پردرختي وجود داشت كه صاحب اين باغ، به قدر نياز خود از محصولات آن برمي داشت و بقيه را بين فقرا و محرومان تقسيم مي كرد.همين روحيه ي جوانمردي و سخاوت وي باعث رحمت بيشتر و وسعت رزق وي شده بود و هرساله، باغ وي رونق بيشتري مي يافت.وي در هنگام مرگ، فرزندان خود را فرا خواند و سفارش فقرا و مساكين را به آنها كرد و راز وسعت و بركت باغ خود را نيز در همين كمك ها دانست و از آنان خواست تا اين مسير را ادامه دهند. اما فرزندان وي، نصايح پدر را به فراموشي سپردند و با هم قسم خوردند كه محصول جديد باغ را صبح زود و دور از چشم فقرا برداشت كنند و چيزي از آن را به كسي ندهند.خداوند نيز بر آن باغداران بخيل و دنياپرست و مغرور غضب كرد و نيمه هاي شب، صاعقه اي مرگبار را به سوي آن با
دسته ها : مذهبي`
يکشنبه 1390/12/21 20:31
يامبر اكرم(ص) فرمودند: "شيطان تا زماني كه مؤمن بر نمازهاي پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پيوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضايع نمود بر وي جرأت پيدا كرده او را در گناهان بزرگ مي اندازد."1- برآورده شدن خواسته ها:حضرت عبدالعظيم حسني از امام حسن عسگري(ع) روايت مي كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسي تكلم كرد، حضرت موسي فرمود: خداي من. كسي كه نمازها را در وقتش به جاي آورد چه پاداشي دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا مي كنم و بهشتم را برايش مباح مي گردانم."2- برطرف شدن گرفتاري و ناراحتي:پيامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده اي نيست كه به وقت هاي نماز و جاهاي خورشيد اهميت بدهد، مگر اين كه من سه چيز را براي او ضمانت مي كنم: برطرف شدن گرفتاري ها و ناراحتي ها، آسايش و خوشي به هنگام مردن و نجات از آتش."3 - ورود به بهشت و دوري از جهنم:امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:"هر كس نماز واجب را در حالي كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گو
دسته ها : مذهبي`
چهارشنبه 1390/11/19 21:6

جواني عاشق دختري شد، خيره خيره نگاه كرد، رفت ببيند اين دختر كيست و خانه‌اش كجاست، همينطور كه مي‌رفت سرش به يك ديوار خورد. يك كلوخي پرت شد و سر و صورتش خوني شد. برگشت امام ايشان را ديد. گفت: چرا صورتت خوني است؟ گفت: آقا راستش را بخواهي چنين شده است. گفت: خدا تو را دوست دارد. چون دوستت دارد وسط كار حال تو را گرفت. اگر تو را دوست نمي‌داشت رهايت مي‌كرد بروي تا به فساد برسي. خدا دوستت داشته كه وسط راه حال تو را گرفته است. قرآن مي‌فرمايد: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيئاً» خيلي وقت‌ها چيزي را دوست نداري «وَ هُوَ خَيرٌ لَكُم». ‏

 

 حجت الاسلام والمسلمين قرائتي

 

 

 

 

دسته ها : مذهبي`
دوشنبه 1390/10/26 17:16
يكي از خادمين امام رضا مي‌گفت: چهارپايه‌هاي چوبي است كه روي آن مي‌روند و گلدان‌هايي كه روي قبر است عوض مي‌كنند. مي‌گفت: دختري بود غش مي‌كرد، دكتر و درمان هم چاره‌اي نينديشيده بودند، يا چاره‌هايشان مفيد نبود. باباي دختر، اين دختر را حرم آورد. گفت: دختر جان، خودت پاي ضريح امام رضا برو بگو: من كه خسته شدم. دختر در جمعيت رفت و خودش را به ضريح چسباند. اين بنده خدا كه چهارپايه گذاشته بود گلدان را جا به جا كند، رفت گلدان كهنه را بدهد و گل نو روي قبر بگذارد.اين گلدان از دستش افتاد و خورد روي سر اين دختر! خون فوّاره زد! حالا رفتيم به امام رضا توسل پيدا كنيم، بدتر شد! هيچي، دختر را بيمارستان آوردند، مي‌گفت: اين خادم مي‌گفت، من هم كه گلدان عوض مي‌كردم منتظر بودم بيايند مرا بگيرند. بگويند: دختر مرا...! يك روز، دو روز ديديم هيچكس سراغ ما نيامد، بعد از چند روز ديدم كه يك كسي با شيريني و گل آمد
دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/10/17 20:11


عن اميرالمومنين عليه السلام: انّ العبد ليذنب الذنب فينسي به العلمَ الذي كان قد علمه.
امام علي عليه السلام : انسان گاهي گناهي را انجام مي دهد و اين باعث مي شود كه علمي را كه قبلاً داشته است فراموش مي كند.


اين حديث دلالت مي كند كه گناه باعث مي شود انسان علم خود را فراموش كند. و آيه شريفه "ثمّ كان عاقبه الذين اساؤا السوي ان كذبوا بآيات الله" دلالت مي كند كه سرانجام گناه آن است كه انسان آيات خداوند را مي بيند و در عين نشانه بودن آنرا تكذيب مي كند يعني چيزي را كه آيه خداوند است آيه خداوند نمي داند. يعني فهم او تغيير مي كند و نشانه را نشانه نمي داند .


 سفينه البحار، ج 1 ص31

 

 

 

 

دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/10/10 16:54
امام به خيمه اش آمد و شروع به وارسي شمشير خود و آماده كردن آن نمود، در حالي كه مي گفت:يا دهر افٍ لك من خليل كم لك بالاشراق والاصيل من صاحب و طالب قتيل والدهر لا يقنع بالبديل و انما الامر الي الجليل و كل حي سالك سبيل «اي روزگار! واي بر تو كه چه دوستي هستي! و در بامداد و شامگاه چه بسيار است براي تو». «از دوستان و طالبانت كه كشته مي شوند و روزگار، كسي را به عوض نمي پذيرد». «همانا كار به پروردگار بزرگ وابسته است و هر زنده اي، راهي را در پيش مي گيرد». امام با اين ابيات، از مرگ شخص شريفش سخن گفته، در حالي كه امام زين العابدين عليه السلام و حضرت زينب عليهاالسلام در خيمه بودند. امام زين العابدين عليه السلام هنگامي كه سخن پدرش را شنيد، دانست كه چه مي خواهد، پس بغض گلويش را گرفت و خاموش ماند و- بنا به آنچه مي گويد- دانست كه بلا نازل شده است، ولي بانوي بني هاشم، هنگامي كه اين ابيات را شنيد با پريشاني دانست كه پاره
دسته ها : مذهبي`
يکشنبه 1390/9/13 20:6
جبرئيل براى آدم روضه مى خواند صاحب كتـاب درالثـمـين در ذيل آيه شريفـه فـتـلقـى آدم ... نقـل مـى كند كه چـون خـداى متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذيرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامى خمسه آل عبا را مشاهده كرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئيل پرسيد: اينان كيستند؟ جبرئيل آنها را مـعـرفـى كرد و سپس گفت خدا را به اين اسامى بخوان تا توبه ات را بپـذيرد، آدم پـرسيد چگونه بخوانم ، جبرئيل گفت : بگو يا حميد بحق محمد، يا عالى بحق على ، يا فاطر بحق فاطمة ، يا محسن بحق الحسن و ... . وقـتـى جبرئيل نام حسين را برد قلب آدم على نبينا و آله و عليه السلام شكست و اشكش جارى شد، گفت : برادرم جبرئيل چرا هنگامى كه نام پنجمى را بر زبان جارى نمودم قلبم شكست و اشكم جارى شد؟ جبرئيل گـفـت : براى اين فـرزندت مصيبتى روى مى دهد كه مصائب در پيش ‍ آن كوچك و حقيرند. آدم گفت : اى برادر آن مصيبت چگونه است ؟ جبرئيل گـفـت : «او را با لب تشنه مى كش
دسته ها : مذهبي`
جمعه 1390/9/11 18:45
اگر مردم مي دانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن علي (ع ) چه فضل و ثوابي است حتما از شوق و ذوق قالب تهي مي كردند و بخاطر حسرت ها نفس هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. راوي مي گويد: عرض كردم : در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابي مي باشد.    حضرت فرمودند: كسي كه از روي شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداود متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مي نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مي شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتي كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمي را بر او موكّل كرده كه وي را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهي بسويش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش
دسته ها : مذهبي`
سه شنبه 1390/9/8 21:18
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هركس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت كند " چه از راه دور يا نزديك" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادي و معنوي داشته باشد به او مي دهد. چند نكته در رابطه با اين حديث قابل ذكر مي باشد:اول اينكه گوينده مطلب يك امام معصوم است، بنابراين خيلي قابل اهميت مي باشد. دوم اينكه امام معصوم قسم مي خورد كه اين تأكيدي براينكه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.سوم اينكه مي توان در صورتي كه امكان نداشته باشد از نزديك امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت كند، از راه دور اين كار را انجام دهد.چهارم اينكه حاجات مادي و معنوي بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده مي گردد. براي رسيدن به مقام قرب الهي نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولي وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... براي رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) مي باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان كربلا مي توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد. براي رسيدن به محبت و عشق و ع
دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/7/23 21:4
سؤالي كه دراين نوشتار مورد بررسي قرار خواهد گرفت، اين است كه چگونه ايرانيان به سوي تشيع گرايش يافتند؟ سابقه دين اسلام در سرزمين ايران به عصر حيات «پيامبر اكرم(ص)» و نامه آن حضرت به «خسرو پرويز» شاه ايران برمي‏گردد؛ و ورود رسمي اين دين به اين سرزمين، به سال 16 هجري و در زمان حكومت «عمر بن خطاب» خليفه دوم. اما سؤال اساسي اين است كه به رغم ورود اسلام به ايران در دوره خلفا و همچنين به رغم آنكه ايرانيان قرون اوليه، اكثراً جزو اهل سنت بودند، چگونه شد كه هم اينك شاهد اكثريت ايرانيان شيعي هستيم؟ در اين نوشته، بحث كلامي مطرح نيست. بلكه از ديدگاه "جامعه‏شناسي تاريخي" بررسي مي‏كنيم كه چه تحولاتي باعث شد كه اكثر ايرانيان، شيعه شوند. در خصوص سؤال فوق دو دسته پاسخ ارائه شده است: 1. پاسخ هاي نادرست و افسانه‏اي. 2. پاسخ صحيح و منطقي. در اينجا ضمن طرح چند پاسخ افسانه‏اي و نقد آنها، در انتها پاسخ صحيح
دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/7/9 11:48
حجاب و آزادي روابط براي آناني كه حجاب موضوعيت حقيقي خود را در زندگيشان نيافته و نوع نگاهشان و زاويه ي ديدشان به زندگي، سعي و تلاش براي رسيدن به مقام رضا و عبوديت نبوده و نوع بينش آنها به زندگي به نقش انسان در زندگي و در جامعه در حد تنوع در حد زندگي تكراري در حد همين امروز و فردا و همين هفتاد سال است و در اين دنيا همه ي كارشان ايستادن است و ديدن و به نظاره نشستن.براي آن هايي كه زندگي ديگران كه رشد ديگران كه مرگ و مرگ خصلت هاي اخلاقي ديگران برايشان مهم نيست و به غير خود نمي انديشند كه حتي به رضاي خدا نمي انديشند، حجاب سنگين است كه فراتر از سنگيني، حجاب برايشان هيچ مفهومي ندارد و چيزي جز كفن سياه و مرگ نشاط برايشان ارمغاني به همراه ندارد. باري از دوششان بر نمي دارد كه باري بر دوششان است.تا زماني كه برداشت ما كه تلقي ما از خود و از نقش خود در جامعه عوض نشود تا معناي حقيقي آن را درك نكنيم، حجاب برايمان بند است، مهار است عامل نگهدارنده است كه
دسته ها : مذهبي`
يکشنبه 1390/6/27 18:33
«مؤمن كيست؟»مومن كسي است كه به خدا و انبياي الهي بويژه آخرين آنها حضرت محمد مصطفي (ص) و اوصياي آن حضرت، ائمه هدي (ع) ايمان داشته و در حدّ توان عامل به دستورات آخرين دين خدا باشد؛ و اگر گناهي از او سر زد سريعاً توبه نمايد. براي مومنين بسته به قوّت ايمانشان در اعتقادات و ميزان پايبنديشان به دستورات ديني در عمل، درجات فراواني است كه در كتب اخلاقي و عرفاني به آنها پرداخته مي شود. به عبارت ديگر مومن يعني مسلمان كامل؛ كسي كه به تمام آنچه خدا وپيامبر امر كرده است, تسليم و پايبند باشد. خداوند مسيري را معين كرده كه در ادامه رسالت پيامبر (صلي الله عليه و اله) بايد به آن مسير ملتزم بود و تبعيت از امامت ائمه معصومين (عليهم السلام) در ادامه رسالت پيامبر (صلي الله عليه و اله) ملاك حق وباطل است و هر كسي در اين مسير قرار گيرد مومن است و هر كسي در اين مسير نباشد مومن نيست. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: علي مع الحق والحق مع علي ... علي عليه السلام
دسته ها : مذهبي`
چهارشنبه 1390/6/16 17:10

نور بود و نور كه مي‌تابيد. خانه‌ي مرد يهودي غرق نور شده‌بود. اول وحشت كرد: "نكند گرويي مرد مسلمان آتش گرفته است؟" كمي نزديك‌تر شد. نه! چشمه چشمه نور سپيد بود كه از آن چادر مشكي مي‌جوشيد. طاقت نياورد. رفت سراغ قوم و خويش‌هاي يهودي‌اش. گرداگرد پارچه سياه كه ديگر سياه نبود حلقه زده بودند.

ـ اين پارچه مال كيست؟

ـ مال داماد پيغمبر است. پول نداشت گندم از من بخرد، چادر زنش را گرو گذاشت پيشم در ازاي مشتي گندم.

ـ راست مي‌گويي؟ اين واقعا چادر فاطمه است؟ دختر پيامبر اسلام؟

ـ راست مي‌گويد. من هم ديده بودم زنان مسلمان از اين پارچه‌هاي سياه به سر مي‌اندازند...

فردايش مسلمان شده بودند. همه‌شان.

برگرفته از بحارالانوار/ ج۴۳/ص۳۰

 احسان تيموري 

دسته ها : مذهبي`
يکشنبه 1390/6/13 19:20
بعضي در ذيل آيه ششم تا هشتم سوره فجر ماجراي بهشت شدّاد و هلاكت او را قبل از ديدار آن بهشت نقل كرده‎اند. در اين آيات چنين مي‎خوانيم: «اَ لَمْ تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ؛ آيا نديدي پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟ با آن شهر اِرَم و باعظمت عاد چه نمود؟ همان شهري كه مانندش در شهرها آفريده نشده.» روايت شده: عاد كه حضرت هود ـ عليه السلام ـ مأمور هدايت قوم عاد شد، دو پسر به نام «شدّاد» و «شديد» داشت. عاد از دنيا رفت، شدّاد و شديد با قلدري جمعي را به دور خود جمع كردند و به فتح شهرها پرداختند. آن دو با زور و ظلم و غارت بر همه‌جا تسلط يافتند. در اين ميان، ‌شديد از دنيا رفت و شدّاد تنها شاه بي‎رقيب كشور پهناور شد. غرور او را فرا گرفت (هود ـ عليه السلام ـ او را به خداپرستي دعوت كرد و به او فرمود: «اگر به سوي خدا آيي، خدا
دسته ها : مذهبي`
جمعه 1390/6/11 2:4
من مشغول خودم بودم در حالي كه داشتم تمام اسلام را به بيست سنت مي فروختم .. مبلغ اسلامي بود. در يكي از مراكز اسلامي لندن. عمرش را گذاشته بود روي اين كار . تعريف مي كرد كه يك روز سوار تاكسي مي شود و كرايه را مي پردازد . راننده بقيه پول را كه برمي گرداند 20 سنت اضافه تر مي دهد . مي گفت :چند دقيقه اي با خودم كلنجار رفتم كه بيست سنت اضافه را برگردانم يا نه .آخر سر بر خودم پيروز شدم و بيست سنت را پس دادم و گفتم آقا اين را زياد دادي ... گذشت و به مقصد رسيديم . موقع پياده شدن راننده سرش را بيرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسيدم بابت چي ؟ گفت مي خواستم فردا بيايم مركز شما و مسلمان شوم اما هنوز كمي مردد بودم . وقتي ديدم سوار ماشينم شديد خواستم شما را امتحان كنم . با خودم شرط كردم اگر بيست سنت را پس داديد بيايم . فردا خدمت مي رسيم تعريف مي كرد : تمام وجودم دگرگون شد حالي شبيه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالي كه داشتم تمام اسلام را ب
دسته ها : مذهبي`
دوشنبه 1390/6/7 2:53

پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ با اشاره به على ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«اِذا أَتاكُمُ الْفِتَنُ كَاللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، فَعَلَيْكُمْ بِهذَا الرَّجُلِ، اِذا سَلَكَ فَجَّا، فَاسْلُكُوهُ.»

هر گاه فتنه ها چونان شب تاريك، بر شما روى آورد، بر شما باد به ملازمت اين مرد. حتى اگر از راه كوهستانى هم رفت، به دنبال او رهسپار شويد.(1)

1.به اين مضمون:عيون اخبار الرضا، ج 1،ص 69؛ بحارالانوار، ج 40، ص 27.

دسته ها : مذهبي`
دوشنبه 1390/5/31 19:16
عفت و پاكدامني، برازنده‏ترين زينت زنان و گران قيمت‏ترين گوهر براي آنان است. حضرت زينب(سلام الله عليها) از يك سو، به زيبايي درس عفت را، در مكتب پدر آموخت، آن‏جا كه فرمود:«ما المُجاهِدُ الشَّهيدُ في سَبِيل اللهِ بِاَعظَمَ اَجراً ممَّن قَدَرَ فَعَفَّ يَكادُ العَفيفُ اَن يَكُونَ مَلَكاً مِنَ المَلائِكَة؛مجاهد شهيد در راه خدا اجرش بيشتر از كسي نيست كه قدرت دارد اما عفت مي‏ورزد،نزديك است كه انسان عفيف فرشته‏اي از فرشتگان باشد.»(1)و از طرف ديگر، حياي ذاتي حضرت زينب(عليهاالسلام) مي‏طلبيد كه در اوج عفت و پاكدامني باشد، چرا كه بارزترين ثمره و پي‏آمد حيا، عفت و پاكدامني است.چنانكه حضرت علي(عليه‎السلام) فرمود:«سَبَبُ العفَّةِ اَلحَيا؛ علت عفت و پاكدامني، شرم و حيا است.(2)و نيز فرمود:«اَصلُ المُرُوءَةِ اَلحَياء وَ ثَمَرُها العِفَّة؛ به هر اندازه كه حيا باشد، عفت و پاكدامني خواهد بود.(3)تربيت خانو
دسته ها : مذهبي`
شنبه 1390/1/20 22:10
  در اسلام زياد شنيده ايم كه مي گويند "نگاه به نامحرم تيري زهرآلود از جانب شيطان است" و همواره به ما گفته اند كه "چشم هايتان را درويش كنيد". جوانان متعددي در اين دوره زمانه با اين دستور دست و پنجه نرم مي كنند. مهار كردن نيروي جنسي و هدايت آن به گونه ي شايسته، كار آساني نيست. البته دستور "نگاه نكردن" دستوري نيست كه فقط در دين مبارك اسلام به آن اشاره شده باشد. بلكه در انجيل و كتب آسماني ديگر نيز، دستوراتي بسيار محكم در اين باره براي پاك نگاه داشتن روح و جسم انسان وجود دارد. شايد براي دوستان گفتار حضرت مسيح (ع) در اين باره آموزنده، و حتي تعجب آور باشد.عهد جديد (انجيل) متي، فصل 5، آيات 27 الي 29 مي فرمايد:"گفته شده است كه زنا مكن. ولي من مي گويم كه اگر حتي با نظر شهوت آلود به زني نگاه كني، همان لحظه در دل خود با او زنا كرده اي. پس اگر چشمي كه برايت انقدر عزيز است، باعث شود گناه كني، آن را از حدقه در آور و دور افكن. بهتر است بدنت ناقص باش
دسته ها : مذهبي`
چهارشنبه 1390/1/3 20:54
به سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى مردى از اتابکان شام به نام نور الدین محمودبن زنگى بر شام و حجاز حکومت داشت، او حاکمى بود نیکوکار و اهل تهجد و شب زنده‏دارى، شبى پس از تهجد و اعمال شب به خواب رفت و رسول خدا (ص) را در خواب دید.آن حضرت دو نفر آدم سرخ پوست را به نورالدین نشان داد و فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده: «یا نورالدین انقذنى من هذین الرجلین» نورالدین با وحشت از خواب پرید، وضو گرفت و نماز خواند و بخوابد رفت، باز آن حضرت را در خواب دید که مى‏فرمود: مر از دست این دو نفر نجات بده.نورالدین باز از خواب پرید و مات و مبهوت درباره خواب فکر مى‏کرد دفعه سوم که به خواب رفت باز حضرت را در خواب دید که فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده، دیگر خواب به چشمانش نرفت.او وزیر صالح و نیکوکارى بنام جمال الدین موصلى داشت، فرستاد وزیر را بیدار کرده و آوردند، او خواب عجیب خود را با وزیرش در میان گذاشت. وزیر گفت: خواب عجیبى است
دسته ها : مذهبي`
سه شنبه 1389/11/12 21:24
X