درباره ما
این وبگاه ، دیگر به روز نمیشود ! انشاءالله در سنگری دیگر فعالیت خواهیم کرد .
صفحه ها
خانه
دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
بازدید کنندگان : 326857
تعداد نوشته ها : 422
دیدگاه ها : 1897
PageRank
Rss
لوگوی حمایتی
Zion
تکاوران جنگ سایبر
استفاده از مطالب این پایگاه تنها در صورت ذکر یک صلوات ، به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) بلامانع می‌ باشد
دو ماه از استقرار گردان ما- فجر- بر روي ارتفاعات سر به فلك كشيده پنجوين مي‌گذشت. طبق اطلاعات رسيده اين احتمال وجود داشت كه عراقي‌ها بخواهند مواضع ما را مورد تعرض قرار دهند. به همين دليل ناچار بوديم بيشتر شب‌ها تا صبح در سنگر كمين بيدار و مراقب اطراف باشيم. سرما از يك طرف وبي‌خوابي و نگهباني‌هاي طولاني شبانه از طرف ديگر بچه‌ها را سخت عذاب مي‌داد. آخر شب داخل سنگر كمين نشسته و مراقب جلو بودم. سرما بيداد مي‌كرد و پوست صورت را جر مي‌داد. گوش‌هايم زير شلاق سرما يخ كرده بودند. با دست مالشي به آنها دادم تا مقداري از سرماي آن كاسته شود. كنار دستم محمود چمباتمه زده بود و از فرط خستگي پلك‌هايش را بر هم گذاشته بود. نگاهم از روي صورتش سُر خورد توي آسمان. از ماه خبري نبود. ستاره‌هايي كه موفق مي شدند از لابلاي ابرهاي تكه تكه فرار كنند مثل مرواريد تو دل آسمان سوسو مي‌زدند. سر و صدايي توجه&
دسته ها : سيره شهدا`
پنج شنبه 1390/11/20 11:37
عكس را كه ديدم به سراغ دخترش رفتم. هموني كه بر روي دست بابا، سرود وداع را نشنيد كه اگر شنيده بود، پاپيچ بابا شده بود تا كمي دلش بلرزد، كه در طول دفاع، سرداران بانام و بي نام و نشان زياد بودند كه نه تنها دلهايشان نلرزيد كه دلهاي زيادي را هم به لرزه در آوردند.فرزند شهيد محمداسماعيل عسگري را مي‌گويم. عكس را كه نشانش دادم، دلش لرزيد، باوركنيد كه اگر شما هم بوديد اين لرزش را حس مي‌كرديد. اول در دلم كه آشوب بود، گفتم اين چه كاري بود؟ اما او كه رنگ سفيدم را ناديده گرفته بود، اصلا به خودش نياورد و گفت: اين عكس سال 64 گرفته شده و من آن موقع حدود يك سال داشتم. اينجا هم امامزاده علي اصغر(ع) است. در يكي از روستاهاي نزديك ما. پدرم موقع تولد من در مرخصي بود. او مرا خيلي دوست داشت و از به دنيا آمدن من هم خيلي خوشحال بود. بابا هميشه از مناطق جنگي كه بر مي گشت، برايم سوغاتي مي آورد، از هويزه و جاهاي مختلف، هنوز روسري‌ها و خيلي چيزهاي ديگري
دسته ها : سيره شهدا`
شنبه 1390/9/19 20:56
يكي بود يكي نبود؛ خورشيد در طلوع گرم ديگري از قله‌هاي سر به فلك كشيده ايلام به مردمان مهربانش لبخند مي‌زد كه ابرها آرام آرام سقف دوار آسمان را پوشاندند و تيرگي آسمان سايه‌اي بر سر شهر انداخت. همه مردم از تيرگي آسمان دلشان گرفت اما دل مادر شهيد مفقودالاثر «عبدالمجيد اميدي» در انديشه ديگري بود، او براي هزارمين بار با خود انديشيد كه «فرزندش در كجاي اين گنبد كبود آرام گرفته است». در همين فكر بود كه آهي كشيد و چند تار مويي كه از درد فراق به سپيدي نشسته را با دست مهربانش زير روسري كه گل‌هاي نرگس بر آن نقش بسته بود، پنهان كرد؛ از جا بلند شد؛ از پنجره چوبي اتاق، بيرون را نگريست؛ يك لحظه خاطرات دوران كودكي عبدالمجيد جلوي چشم‌هايش آمد و با اشك بر گونه‌هايش جاري شد. يادش آمد كه عبدالمجيد عاشق باران بود؛ وقتي بوي باران به مشامش مي‌رسيد، هر طور شده مادر را راضي مي‌كرد تا زير باران برود؛ ع
دسته ها : سيره شهدا`
شنبه 1390/6/19 10:16
عاشق بايد بي باك باشد گرچه او را بيم هلاك باشد. سخن او عشق است و عاشقي   خدايا چگونه مي توان با زباني قاصر اوصاف اين شهيد والامقام بود، شهيد كه سوخت تا ملتي نسوزد، رفت تا ايماننرود ، اسطوره شهادتي كه مرگ را به بازي گرفت و آن را مقهور خود ساخت .سر لشكر خلبان شهيد عباس دوران در سال ۱۳۲۹ در شهرستان شيراز در يك خانواده مذهبي ديده به جهان گشود و پس از گذراندن دوران ابتدايي پاي به دبيرستان نهاد. در سال ۱۳۴۸ موفق به اخذ مدرك ديپلم طبيعي از دبيرستان سلطاني شيراز گرديد. ودر همين سال به استخدام فرماندهي مركز آموزش هوايي در آمد. در سال ۱۳۴۹ به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت و پس از گذراندن دوران مقدماتي پرواز در ايران، در سال ۱۳۵۱ براي تكميل دوره خلباني به آمريكا رفت. او ابتدا در پايگاه ((لكلند)) دوره تكميلي زبان انگليسي را طي نمود و سپس در پايگاه ((كلمبوس)) در ايالت ((مي سي سي پي)) موفق به آموختن فن خلباني و پرواز با هواپيماهاي بونانزا، ت
دسته ها : سيره شهدا`
جمعه 1390/4/31 13:43
هفدهم اسفند ماه سالروز شهادت سرلشگر پاسدار حاج محمدابراهيم همت فرمانده دلير لشگر 27 محمد رسول الله (ص) است. يادش هميشه ماندگار باد. "سردار خيبر" يكي از القاب شهيد همت است. قرباني اين بار ابراهيم بود، ابراهيمي كه سر و دست افشان و لبيك گويان در قربانگاه سه راهي شهادت جزيره مجنون به ديدار معبود شتافت. عمليات خيبر، به عنوان نخستين عمليات آبي- خاكي ايران در طول دفاع مقدس در تاريخ سوم اسفند 62 در منطقه مرزي هور با هدف تصرف بصره و با رمز " يا رسول‌الله " به مدت 19 روز انجام گرفت. در اين عمليات بسيار سخت و حماسه آميز كه از آن به عنوان غافلگيركننده ترين عمليات عليه ارتش عراق ياد مي شود منطقه‌ اي به وسعت 1000 كيلومتر مربع در هور، 140 كيلومتر مربع در جزاير مجنون و 40 كيلومتر مربع در طلائيه آزاد شد. موفقيت ايران در اين عمليات موجب افزايش عزم بين‌المللي در جهت كنترل ايران و جلوگيري از شكست عراق گرديد به گونه‌اي كه از زمان آغاز عملي
سه شنبه 1389/12/17 16:58
شهید ادواردو آنیلی در سال 1954(1333) در یکی از مهمترین خانواده های ایتالیا بدنیا آمد.پدرش سناتور جییوانی آنیلی از مسیحیان کاتولیک و مادرش مارلاکاراچولو یهودی بود.این خانواده صاحب هفت کارخانه ی اتومبیل سازی(از جمله فیات) چندین بانک خصوصی ،باشگاه ورزشی یوونتوس و... می باشند. ادواردو تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در ایتالیا گذرانده و سپس به تحصیل در انگلیس و آمریکا در رشته های مهندسی و ادیان پرداخته و نهایتا در سن 20 سالگی در مرکز اسلامی نیویورک، به دین اسلام مشرف شده و نام (هشام عزیز) را برای خود برگزید.پس از پیروزی انقلاب ،شهید ادواردو از طریق سفارت جمهوری اسلامی در ایتالیا به مذهب حقه ی تشیع مشرف شده و نام (مهدی) را برای خود انتخاب کرده و با سفر به ایران، به محضر حضرت امام خمینی(ره) شرفیاب شده و حضرت امام(ره) در حضور حضرت آیت الله خامنه ای و برخی دیگر از حاضرین، بر پیشانی وی بوسه می زنند.ادواردوبعد از شرکت در نماز جمعه تهران ، به ایتا
دسته ها : سيره شهدا`
يکشنبه 1389/10/12 20:48
بسم رب الشهدا و الصدیقین توی یکی از سایتها داشتم خاطره ای مربوط به مسلمان شدن یک دختر مسیحی توسط این شهید بزرگوار را می خوندم که چشمم افتاد به لینکی با عنوان اعتراف نامه شهید سید مجتبی علمدار حیفم اومد که شما هم نبینید انشاء الله خدا توفیق عمل کردن به این قانون ها را به همون بده . انشاء الله اعتراف نامه شهید سید مجتبی علمدار قانون اول:  بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم. تاریخ اجراء 4/5/69 قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخو
شنبه 1389/10/11 17:10
8 آبان سی‌امین سالروز شهادت ‌محمدحسین فهمیده است بیشتر ما از شهید حسین فهمیده تا این حد می‌دانیم که در نوجوانی به خود نارنجک بست و زیر تانک رفت، اما نمی‌دانیم قصه حسین فهمیده دقیقاً چیست. او که بود، چطور به جبهه رفت، زندگی‌اش قبل از جبهه چطور بود و... 8 آبان سالروز شهادت محمدحسین فهمیده و روز نوجوان و بسیج دانش‌آموزی است.زندگی پرماجرامحمدحسین فهمیده اول اردیبهشت 1346 در روستای سراجه قم به دنیا آمد. وی سومین فرزند خانواده در بین 7 خواهر و برادر خود بود. فهمیده تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی سال 1352 در دبستان «روحانی» قم که نام قبلی آن مدرسه کریمی بود، شروع کرد و از مهرماه 1356تحصیلاتش را در مدرسه راهنمایی حافظ قم ادامه داد. بعد همراه خانواده‌اش به کرج مهاجرت کرد و از مهرماه 1358در مدرسه «خیابانی» مشغول به تحصیل شد. او خیلی زود مبارزاتش را شروع کرد. زمانی که 10 سال بیشتر نداشت
شنبه 1389/8/8 20:9
زندگینامه احمد کشوری در تیرماه سال 1332 در استان مازندران چشم به جهان گشود. دوران پرنشاط کودکی را در کنار امواج خروشان دریای خزر سپری کرد. در سن هفت سالگی برای آموختن علم به مدرسه رفت و سال‌ها بعد مدرک دیپلم خود را با معدل عالی از وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) دریافت نمود. وی ضمن تحصیل به ورزش کشتی پرداخت، و موفقیت‌های بسیاری به دست آورد. کسب مقام اول در رشته طراحی باعث محبوبیت او در میان مردم زادگاهش شد. احمد در دوارن نوجوانی فعالیت های خود را علیه رژیم با کشیدن طرح‌ها و نقاشی‌های سیاسی آغاز کرد و خود با مطالعه کتب مذهبی و سیاسی در این زمینه اطلاعاتی به دست آورد. کشوری علاقه زیادی به تحصیل داشت اما به جهت مشکلات مالی از ورود به دانشگاه منصرف شد و درسال 1351 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی درآمد، او خیل زود دوره خلبانی هلیکوپترهای «کبرا» و «جت رنجر» را با موفقیت به پایان رساند. وی همکارانش را ب
دسته ها : سيره شهدا`
جمعه 1389/5/22 17:47
  زندگینامه به یاد شهید حاج داوود کریمی مردى به صلابت کوهستان تولد و کودکى داود کریمى در ۲۷ بهمن ۱۳۲۶ هجرى خورشیدى پاى به دنیاى وجود گذاشت. ۸ سالى را در خدمت پدر بود.اما گلچین دستچین روزگار او را برد تا داود یتیم بزرگ شود. مردى بود در ظاهر کوچک اما در باطن بزرگ. خرج خانواده را درمى آورد تا نیازمند هیچ بیگانه اى نگردد. تا جایى که مجبور شد بین تحصیلى که بدان عشق مى ورزید و کار که تامین کننده معاش خانواده اش بود یکى را انتخاب کند. بدون تردید جمع را بر خود ترجیح داد و کار را انتخاب کرد و مجبور به ترک تحصیل شد. اما در دانشگاه کار و جامعه و دریاى مواج زمانه چیزهایى آموخت که اگر سال ها هم به ظاهر تحصیل آکادمیک مى کرد شاید هیچ گاه به آن نمى رسید. جوانى و انقلابی گرى داود اما در اوان جوانى اش عشقى دیگر یافت. عشقى که به گفته شاهدان تا آخرین روزهاى عمرش او را رها نکرد. حاج مهدى عراقى مردى به نام حاج آقا روح الله را به
دسته ها : سيره شهدا`
پنج شنبه 1389/5/14 22:15
نام شهید شهید عباس باباییسیرهزندگینامه شهید عباس بابایی، بزرگ مردی که در مکتب شهادت پرورش یافت مجاهدی  که زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود و هر لحظه از زندگانیش موج ها در برداشت. مرد وارسته ای که سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگی و کرامت بود، رزمنده ای که دلاور میدان جنگ بود و مبارزی سترگ با نفس اماره ی خویش. از آن زمان که خود را شناخت کوشید تا جز در جهت خشنودی حق تعالی گام برندارد. به راستی او گمنام، اما آشنای همه بود. از آن روستاییِ ساده دل، تا آن خلبان دلیر و بی باک. شهید بابایی در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. شهید بابایی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده می بایست به مدت دو ماه با
دسته ها : سيره شهدا`
جمعه 1389/5/1 13:7
زندگینامه تولد و کودکی در 12 خرداد 1335 ه.ش در خانواده ای مذهبی در تهران چشم به جهان گشود. پس از دوران طفولیت، با گذشت ایام، خصوصیات اخلاقی و انسانی وی آشکارتر شد و در بین دوستان و هم سن و سالهای خود به خوبی می درخشید. از همان ابتدای زندگی با قشر محروم جامعه ابراز همدردی می کرد و سعی داشت با کودکان فقیر و محروم در پوشیدن لباس و کفش یکسان باشد. با وجود سن کم می گفت: من دوست ندارم لباس نو بپوشم در صورتی که بچه های دیگر از آن محرومند. پس از اتمام مرحله ابتدایی و شروع دبیرستان شور و شوق بیشتری نسبت به اسلام در وی ایجاد شد و توجه به دانش اندوزی و مطالعات مذهبی، توام با مطالعه علوم و معارف اسلامی در او اوج گرفت. او تلاش وافری در به کارگیری اندوخته های مذهبی اش در عرصه عمل داشت. فعالیتهای سیاسی – مذهبی شهید کاظمی با اتمام دوره متوسطه – به دلیل حاکمیت سیاه رژیم منحوس پهلوی – تمایلی به رفتن سربازی نداشت، برای ورود به دانشگاه نام
دسته ها : سيره شهدا`
سه شنبه 1389/2/28 10:47
زندگینامه در سال 1336 در بخش آرادان شهرستان گرمسار کودکی از سلاله پاک نبی‌اکرم (ص) پا به عرصه هستی نهاد. پدرش مردی کشاورز و زحمتکش بود که شش سال بعد مجبور شد به شهر گرگان مهاجرت نماید. کاظم از همان دوران کودکی همدوش پدر به کار و فعالیت پرداخت. در اوج جوانی کتابخانه کوچکی به نام حر را تأسیس کرد و بسیاری از کتب مذهبی ممنوع را جهت استفاده علاقمندان در آن قرار داد اما متأسفانه ساواک خیلی زود او را دستگیر نمود. سید کاظم پس از اخذ مدرک دیپلم و گرفتن معافیت سربازی به تهران مهاجرت نمود و به آموختن نقشه‌کشی ساختمان روی آورد. زمانیکه در سازمان تربیت‌بدنی استخدام شد، بار دیگر در فعالیت‌های سیاسی شرکت نموده و توسط ساواک بازداشت شد. سید در سال 1355 در آزمون سراسری دانشگاه پذیرفته شد اما به علت داشتن پرونده سیاسی دولت از تحصیل او در ایران ممانعت به عمل آورد چندی بعد او به آمریکا مهاجرت کرد و در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داد. او
دسته ها : سيره شهدا`
يکشنبه 1389/2/26 11:3
نام شهید   شهید محمدرضا موحد دانش زندگینامه شهید محمدرضا موحددانش در بیست و هفتم شهریورماه سال 1337 در تهران دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با موفقیت سپری کرد و پس از اخذ مدرک دیپلم راهی خدمت نظام وظیفه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران او که شیفته‌ی خدمت و آماده‌ی حراست از نهال نوخاسته انقلاب بود در فروردین ماه سال 1358به عضویت این نهاد درآمد و با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه‌های نور اعزام گردید و در عملیاتهای فتح المبین و بیت‌المقدس حماسه آفرید و سرانجام در تیرماه سال 1362 در جریان عملیات والفجر2 در سن 25 سالگی در آسمان شهادت به پرواز درآمد و بهشت برین را منزلگه خود ساخت. روحش شاد مزارپاک او در بهشت زهرا (س) قطعه 24- ردیف 230 شماره‌ی 211 به خاک سپرده شد. شهادت عملیات والفجر2 در جریان بود رزمندگان اسلام دوباره برق‌آسا به دل دشمن زده بودند. تیر و ترکش صفیرکشان ا
دسته ها : سيره شهدا`
پنج شنبه 1389/2/23 12:34
X