درباره ما
این وبگاه ، دیگر به روز نمیشود ! انشاءالله در سنگری دیگر فعالیت خواهیم کرد .
صفحه ها
خانه
دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
بازدید کنندگان : 326864
تعداد نوشته ها : 422
دیدگاه ها : 1897
PageRank
Rss
لوگوی حمایتی
Zion
تکاوران جنگ سایبر
استفاده از مطالب این پایگاه تنها در صورت ذکر یک صلوات ، به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) بلامانع می‌ باشد
پدري چهار تا بچه را گذاشت توي اتاق و گفت اين‌جا‌ را مرتب كنيد تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه مي‌كرد مي‌ديد كي چه كار مي‌كند، مي‌نوشت توي يك كاغذي كه بعد حساب و كتاب كند ... يكي از بچه‌ها كه گيج بود، حرف پدر يادش رفت. سرش گرم شد به بازي. يادش رفت كه آقاش گفته خانه را مرتب كنيد يكي از بچه‌ها كه شرور بود شروع كرد خانه را به هم ريختن و داد و فرياد كه من نمي‌گذارم كسي اين‌جا را مرتب كند يكي كه خنگ بود، ترسيد. نشست وسط و شروع كرد گريه و جيغ و داد كه آقا بيا، بيا ببين اين نمي‌گذارد، مرتب كنيم اما آنكه زرنگ بود، نگاه كرد، رد تن آقاش را ديد از پشت پرده. تند و تند مرتب مي‌كرد همه‌جا را مي‌دانست آقاش دارد توي كاغذ مي‌نويسد هي نگاه مي‌كرد سمت پرده و مي‌خنديد. دلش هم تنگ نمي‌شد. مي‌دانست كه آقاش همين ‌جاست توي دلش هم گاهي مي‌
دسته ها : مهدویت
سه شنبه 1390/2/6 16:42

تقریباً همه شبیه به هم هستیم. حداقل در این یک مورد. خوشمان می آید یک گوشه بنشینیم و برای خودمان دلسوزی کنیم. علی الخصوص وقتی پای امام زمان وسط باشد. برای بدبختیها و فلاکتهایمان غصه می خوریم و یک سری شعر و دل نوشته عاشقانه با مضمون بی وفایی یار می سراییم که کجایی؟!

ما را گذاشته ای و رفته ای! کی برمی گردی و از این حرفها!

انگار آقا در تعطیلات به سر می برد و خوش می گذراند! این وسط ما بدبخت، بیچاره ها، هی التماس می کنیم که لطفا تشریف بیاورید و ایشان هی ناز می کنند و نمی آیند به گمانم چنین فکری نمی کردیم اگر می دانستیم لحظه به لحظه عاشورا هر روز مقابل چشمانش است و برای گرفتن انتقام خونی که ریخته شده انتظار می کشد، یا اگر می دانستیم چقدر سخت است که شاهد تمام خطاها، فلاکتها و جنایتهای آدمهای این عالم در این هزار و اندی سال باشی و برای رسیدن روزی که به همه آنها پایان دهی انتظار بکشی؛ شاید بد نباشد بعضی وقتها خودمان را جای او بگذاریم.

 میثاق

دسته ها : مهدویت
جمعه 1389/12/6 3:45

« اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست »

 ای منتظران بیائید قبل از طلوع آفتاب مهدی(ع) از خواب غفلت بیدار شویم ونمازاصلاح خویش را در محراب انتظار بجا آوریم چه آنکه اگر صالح نباشیم نمی توانیم منتظر مصلح باشیم .

دسته ها : مهدویت
جمعه 1389/11/29 15:35

(بمناسبت نهم ربیع الاول، آغاز امامت حضرت حجت ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

سلام بر مهدی، آنکه پیوسته عطریادش در خاطره ها می پیچد و یاد آن محبوب دلها،شوق دیدار را بر می انگیزد
آنکه مهمان دلهای پاک و باصفاست...
روزی که بیاید،زمین و زمان را از قسط و عدل پر می کند...
روزی که بیاید، مجال جلوه ی ایمان است و عرصه بر منافقان و دین ستیزان تنگ می شود و خورشید دین از افق زندگی ها سر بر می آورد...
روزی که بیاید،مستضعفان وارثان زمین می شوند و پیشوایان زمان. و در کنار مائده ی حضورش، خورشیدهای فروزان از دل مومنان سر می کشد و جانهای خدایی به عرش محضرش پر می کشند...

اللهم عجل لولیک الفرج...

دسته ها : مهدویت
دوشنبه 1389/11/25 21:5

دسته ها : مهدویت
جمعه 1389/9/12 1:1

پلک‌هایم پوک شده‌اند، پاهایم آبله زده‌اند! پای چشمم گود افتاده، موهام سفید شده‌اند! آب رفته‌ام از بس در این سلول انفرادی ـ دنیا را می‌گویم ـ بی‌نور و هوا نفس کشیده‌ام. هوای ابری خیلی دلگیر است، خودت می‌دانی! آدم احساس خفگی می‌کند، دوست دارد سقف آسمان را بشکافد تا طرحِ نوِ آفتاب نمایان شود. خودت دعا کن این ابرها بروند کنار، تا چشم روشنی هستی آشکار شود. عزیز مصر وجود من! مملکت باطنم آشفته، مرزهایش بی‌پاسبان مانده، اوضاع فرهنگی‌اش به هم ریخته، درش آشوب شده ! وقتست که بیایی این محاصره را بشکنی و مرا آزاد کنی، آزاد در بندگی خودت!

دسته ها : مهدویت
جمعه 1389/7/23 1:55
باز هم آمد؛ جمعه را می گویم آقا. این انتظار تا کی قرار است طول بکشد. خدا می داند چقدر دلمان هوای دیدنتان را دارد. چقدر ثانیه ها را ورق می زنیم تا بیایید. اگر بدانید چقدر به نرگس های گلدان روی طاقچه عادت کرده ایم. آقای من! کوچه های انتظار را با ستاره آذین بسته ایم که بیایید. غبار روبی کرده ایم از دل هایمان. در انتظار بهاریم. نگویید هنوز زود است که دیگر طاقت انتظار نداریم. خیابان ها را دیده اید؟ کم اند آنها که انتظار مشق می کنند. خیلی ها انتظار را از یاد برده اند. به این هوای خفه عادت کرده اند. یادشان رفته شما می آیید و دوباره آسمان آبی می شود . این جا بعضی ها آسمان را مال خودشان می دانند، خیلی ها زندگی را برای خودشان می خواهند؛ کاش نمی شنیدید که گاهی انقدر جسور می شوند که حتی نفس کشیدن را هم فقط برای خودشان می خواهند. آقای من! از سرزمین انتظار با شما صحبت می کنم. اینجا کوچه ی نرگس های عاشق است. از پشت بام دلمان، کبوتر ها را با نامه ها ی
دسته ها : همينجوري - مهدویت
جمعه 1389/7/9 19:31
X